تبليغاتX
فرهنگ وادب - شجریان کنسرت جدید حرفهای من و 3 هزار مرغ سحر خوان در شب اول

فرهنگ وادب

در مورد فرهنگ و هنر ایرانی با نگاهی ویژه به ادبیات و موسیقی اصیل و ملی ایرانی

 

قبله عاشقان توئی سهو نماز می کنیم :

لینکها و خبرهای جدید به این یاداشت اضافه خواهد شد

چهار پنج سال پیش بود من از آن جوانهایی بودم که  اگر دنیا دست من بود به زور هم که شده بود به جوانان ایرانی موسیقی اصیل می خوراندم دلم می خواست کتابهای مریم حیدرزاده و فهمیه رحیمی و مجلات متنوع زرد را از دستشاش بگیرم و تکه تکه کنم و به جایش دیوان غزلیات سعدی و دریای گوهر دکتر حمیدی شیرازی یا از صبا تا نیما و روزنامه جامعه  (آن زمان فرهنگی ترین روزنامه کشور بود ) بدهم . بازار اندی و ابی و داریوش لیلا فروهر .تازه  تازه هم مشکل دو تا شده بود کپی همین خواننده ها هم در داخل کشور اختراع شده بودند علیرضا عصار محمد اصفهانی افشار حسین زمان و شادمهر عقیلی  (آن موقع همه اینها را یک جور می دیدم ) برای منی که طرفدار دو آتیشه شجریان بنان بودم عرصه خیلی تنگ بود  و دوستان دانشگاه به نگاه کسی که طرفدار موسیقی غم انگیز و نوحه (اینجایش بد جوری می سوزاند نوحه .برای آنها موسیقی اصیل یک چیزی شبیه نوحه بود ).

آن روزها برایم خیلی سوال بود که چه کار می شود کرد منی که خودم را استاد مردم شناسی می دانستم شب و روز در ذهنم برای شناساندن نگینی که جوانهای جدید قبولش نداشتند نقشه می کشیدم و از آنجایی که شجریان را لیدر و رهبر موسیقی -نه تنها موسیقی که ادبیات و  شاخه اصلی آن شعر  هم - می دانستم بنابر این بیشترین  توقع من از شجریان بود همیشه در دلم چراهایی بود که می خواستم از او بپرسم چراآثاری که  می خواند قدیمی ست و موسیقی اش هم حال و هوای ۲۰سی سال قبل را دارد چرا چیز جدیدی نمی خواند حداقل اگر تصنیف جدید نمی خواند می تواند در بخش آواز یک شعر از حافظ یا سعدی بخواند که قبلا نخوانده. چرا  برای جذب جوانان به موسیقی ایرانی از دستگاه شور بیشتر استفاده نمی  کند استفاده از یکی دو نوارنده برای یک آلبوم یا کنسرت موسیقی را برای جوانان کسل کننده می کند و باید از ارکستر برای اجرای آثارش استفاده کندیا اینکه مردم ایران با افزایش و نفوذ قدرت تلویزیون علاقه به گوش کردن آثار صوتی را از دست داده اند و بیشتر  دوستدار آثار تصویری هستند چرا شجریان آثار تصویری ندارد یا اگر دارد بسیار کم کیفیت است

از آن سالها خیلی می گذرد- حداقل از نظر سرعت تغیر و تحول نگرش ها و سلیقه های  مردم ایران - دیگر نه تنها طرفدار شجریان بودن نکته ضعف نیست بلکه برای قشری از جامعه هم وسیله ای برای فخر فروشی در آمده است و رفتن به کنسرت شجریان آنهم با بلیط  چند ده هزار تومانی برایشان ابهت می آورد -البته منظورم این نیست که همه کسانی که به کنسرت شجریان می روند برای فخر فروشی و ..نه. مطمئنا این افراد ده درصد حاضران در کنسرت هم نمی شوند -

از آن سالها خیلی می گذرد- حداقل از نظر سرعت تغیر و تحول نگرش ها و سلیقه های  مردم ایران - دیگر نه تنها طرفدار شجریان بودن نکته ضعف نیست بلکه برای قشری از جامعه هم وسیله ای برای فخر فروشی در آمده است و رفتن به کنسرت شجریان آنهم با بلیط  چند ده هزار تومانی برایشان ابهت می آورد -البته منظورم این نیست که همه کسانی که به کنسرت شجریان می روند برای فخر فروشی و ..نه. مطمئنا این افراد ده درصد حاضران در کنسرت هم نمی شوند - با گسترش اینترنت و ظهور پدیده ای به نام موبایل دوربین دار هم که دیگر تمام وقایع مربوط به شجریان پوشش گسترده می شود

اما به نظرم توجه به نیاز جوانان در حال حاضر خیلی بیشتر از قبل احساس می شود  طرفداران آن موقع شجریان اکثرا افرادی با تحصیلات بالا بودن که درک اشعار با مزامین پیچیده برایش راحت بود خیلی هاشان حتی دلیل سروده شدن شعر یا ترانه ای که او می خواند را می دانستند تاریخچه اش را و حتی اینکه آهنگ قبلا توسط چه کسی خوانده شده است

اما حال شجریان به غیر از طرفداران همیشگی و پر و پا قرصش با جوانانی روبروست که اطلاع زیادی از ادبیات و شعر ندارند و بعضی ها شان هم که بیشتر برای اینکه این روزها نام شجریان شخصیت و جایگاه اجتماعی می آورد نقش طرفدار او را بازی می کنند

از آلبوم جدید استاد شجریان با نام غوغای عشق بازان من فقط توانسته ام قطعه پنج ضربی (از اینجا می توانید قطعه پنج ضربی را دانلود کنید ) و تصنیف ساقیا را بشنوم و به خصوص در مورد قطعه پنج ضربی باید بگویم درست است که شعر ان شاید کمی برای شنونده عادی کمی سنگین باشد اما برداشتم این است که صدای شجریان در این اثر خیلی برای جوانان امروزی قابل فهم است

راستش قبل از انتشار این اثر با خودم فکر می کردم که باید قبول کنیم صدای استاد دیگر دارد پیر می شود و سنش هم برای خوانندگی زیاد است خود استاد هم در مصاحبه هایش می گفت که دیگر زمان بازنشستگی اش است و نباید از او انتظار زیاد داشت و حرفهایی که در مورد کنسرت آخر شجریان زده می شد  این ذهنیت را تقویت می کرد اما

اما با انتشار آلبوم غوغای عشق بازان کاملا نظرم عوض شده و به جرات می گویم که این شجریان تازه شروع شده شجریانی که عاشقانه تر از دوران جوانی و میانسالیش می خواند.می خواند که :

چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی      چونکه به بخت ما رسد این همه ناز می کنی                  

ای که نیازموده ای صورت حال بی دلان          عشق حقیقت است اگر حمل مجاز می کنی

ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر  مرو           در نظر    سبکتکین   عیب   ایاز        می کنی

 پیش نماز بگذرد  سرو روان و   گویدم           قبله عاشقان منم    سهو     نماز      می کنی..

سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم      سفره   اگر    نمی نهی در به چه  باز    میکنی

                                                                                                             شعر از :سعدی

 

واقعا برای روزنامه شرق متاسفتم که روزنامه شرق با فرهنگ و هنر ایرانی مشکل دارد امروز دیگر مطمئن شده ام شما ببینید روزنامه هاو خبرگزاری هایی که کلا موسیقی را قبول ندارند به خاطر از دست ندادن مخاطبانشان کنسرت شجریان را پوشش خبری می دهند اما شرق به هری پاتر و دارو دسته اش چسبیده .البته ای کاش فقط این بود در مورد شخصیت های دیگر هم عملکردش اینگونه بوده مثلا در مورد شاعر بزرگ معاصر عماد خراسانی که قبلا در این مورد مطلبی هم نوشتم از اینجا بخوانید

یک موضوع دیگر در شب اول کنسرت استاد شجریان شرکت کنندگان در کنسرت پس از پایان کنسرت از استاد شجریان می خوانند که تصنیف "مرغ سحر "را بخواند و استاد به هر دلیلی حاضر به خوانندن ان نمی شود و لی بیش از دو هزار نفر شروع به خواندن مرغ سحر می کنند

شاید بد نباشد بدانید که حدود یکی دو ماه پیش سر همین تصنیف مرغ سحر بحث زیادی در یکی از وبلاگ های طرفدار استاد شجریان در گرفت چون اقای گلپایگانی خواندن ان را نشان از عدم نو آوری خوانده بود و این حرف او باعث شده بود بعضی ها تاخت و تاز عجبی نسبت به عملکرد شجریان و خواندن تصنیف مرغ سحر کنند اما نظری که من ان روز برای ان یاداشت گذاشتم شاید برای بعضی ها ان موقع متعص بانه قلمداد می شد خواندن ان پس از گذشت ۲ ماه از ان نوشته شاید خالی از لطف نباشدکل نظرات را از اینجا بخوانید

 "این آقایانی که می فرمایند شجریان بدون اجازه صاحبش مرغ سحر را دزدیه و خوانده .سوالم از این افراداست کسی که مرغ سحر را می خوانند باید از چه کسی اجازه بگیرد؟ از مرتضی نی داود ؟یا ملک الشعرای بهار ؟ یا قمرالملوک وزیری ؟
دوست عزیز ترانه های " مرغ سحر"یا"ای ایران " و یکی دو تصنیف و ترانه دیگر دیگر از حالت فردی و شضخصی به ترانه ملی میهنی تبدیل شده اند و مردم در مناسبتهای مختلف از آن استفاده می کنند"

 

     

 

آنچه می خوانید گزارش خبرگزاری ایسنا از کنسرت استاد شجریان در اولین روز اجراست

سيل جمعيتي كه شامگاه گذشته پشت در كوچك تالار بزرگ كشور متوقف شده بودند، بالاخره به تالار راه پيدا كردند و تا از سردرگمي پيداكردن جايگاه و صندلي رها شوند، ساعت 20:30 دقيقه شد، اما عقربه‌هاي ساعت تالار روي 3:30 دقيقه توقف كرده است. مردم، نگران از خبري ديگر و شنيدن اينكه بايد سالن را ترك كنند، چشم به سن دوخته‌اند و هنوز مطمين نيستند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعيت سه‌هزار نفري برخاستند، پدر از يك‌سو و پسر از سوي ديگر و نوازندگان از پي، روي سنگي چيده بر آب، با پس‌زمينه‌ي نقاشي دوره صفويه - نقشي برگرفته از كتاب سعدي - وارد شدند. صحنه‌ي كنسرت "استاد سخن سعدي" ظاهرا هيچ كم كسري نداشت. تار را مجيد درخشاني به‌دست گرفت، تنبك را همايون شجريان، حسين رضايي‌نيا، دف و محمد فيروزي، بربط را برداشتند و سعيد فرج‌پوري هم كمانچه‌نواز گروه بود.

بخش اول را با دستگاه ماهور آغاز كردند. نوازندگان قطعه‌اي نواختند و شجريان اما ساكت؛ سپس استاد آواز ايران با تك‌نوازي كمانچه‌ي فرج‌پوري، سعدي را بازخواني كرد و جمعيت سراپا به‌گوش:

هرکس به تماشايي، رفته است به صحرايي    ما را که تو منظوري، خاطر نرود جايي

قطعه‌ي ديگر، آواز شجريان با همراهي صداي جوان فرزندش - همايون - در فضا پيچيد:

سرو چمان من چرا، ميل چمن نمي‌كند   همدم گل نمي‌شود ياد چمن نمي‌كند

شجريان ادامه مي‌دهد و زخمه‌ي تار درخشاني او را همراهي مي‌كند.

تا كي روم از عشق تو شوريده به هر كوي    تا كي شوم از شور تو ديوانه‌ي هر كوي

آخرين قطعه‌اش را خواند، بخش نخست به پايان رسيد و ناگهان صحنه تنها شد.

تا جمعيت دوباره به سالن برگردند، ساعت 22:15 دقيقه مي‌شود و گويا شجريان قرار است تا نيمه‌هاي شب بخواند و مايه‌هاي شور و دشتي درهم بياميزد.

اين بخش با صداي دف آغاز ‌شد و كمانچه‌ي فرج‌پوري با همراهي، تنبك همايون، تار درخشاني و بربط محمد فيروزي، او را همراهي ‌كردند و همايون هم اما ‌خواند.

من چرا دل به تو دادم كه دلم مي‌شكني   يا چه كردم دگربار نظر مي ‌نكني

آواز‌خواني‌هاي شجريان در اين بخش طولاني‌تر از هر اجرايي بود. برخي مشتاق و اما جمعي خسته،‌ چشم برهم گذاشتند ... .

انتظار مي‌رفت به‌رغم حضور هنرمندان نوپردازي چون درخشاني و فيروزي در گروه، پديده‌ي تازه‌اي در اجراي استاد آواز ايران بروز كند، اما گويا ضروري است كارهاي گذشته و قديمي، همچنان رج بخورند.

در نهايت محمدرضا شجريان كار را با يك مثنوي مولانا، كمي متفاوت از ساير قطعه‌هاي طولاني و يك‌نواخت و با شور بيشتري، به سرانجام ‌رساند.

من از كجا، بند از كجا، باره بگردان ساقيا    آن جام جان‌افراي را، برريز برجان ساقيا

اين قطعه‌ را سعيد فرج پوري ساخته بود.

مردم يكپارچه برخاسته با كف‌زدن‌هاي ممتد حدود 10 دقيقه‌يي، درخواست مي‌كردند كه استاد، ترانه‌ي مرغ سحر را، گويي براي زنده‌كردن خاطراتشان بخواند؛ شجريان اما به تعظيم و ترك صحنه اكتفا كرد.

در حالي‌كه جمعيت به‌سوي سن هجوم آورده بودند و چراغ‌هاي موبايل فضا را روشن كرده بود، بيش از دوهزار نفر خود مرغ سحرخوانان، صحنه و تالار وزارت كشور را ترك كردند.

هوشنگ ابتهاج و پرويز مشكاتيان، ميهمان‌هاي ويژه‌ي نخستين شب اين اجرا‌ها بودند.

اين كنسرت روزهاي 9، 11، 12، 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور ادامه مي‌يابد.

مطالب بیشتر:

استاد شجریان:اگر دریافت وجه از هنرمندان قانونی است من هم به قانون احترام می گذارم.

در دو شب نخست كنسرت استاد شجريان چه گذشت

«شجريان» و «مشكاتيان» همديگر را در آغوش كشيدند

گزارش كامل شب اول كنسرت شجريان در تهران:

آواز‌خواني‌هاي طولاني، تكرار سروچمان اما بدون مرغ سحر

ساخته های شجریان با اجرای گروه آوا

باده بگردان ساقیا(یاداشت یک وبلاگ نویس حاضر در کنسرت )

گزارش تصویری / کنسرت شجریان با اجرای گروه آوا

مرغ سحر ناله سر كن

گزارش تصویری از کنسرت شجریان

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 21:38  توسط آرش فرخ زاد   |