تبليغاتX
فرهنگ وادب

فرهنگ وادب

در مورد فرهنگ و هنر ایرانی با نگاهی ویژه به ادبیات و موسیقی اصیل و ملی ایرانی

 

کنسرت استاد شجریان در لوس آنجلس برگزار شد من  در هیچ خبرگزاری در این مورد مطلبی ندیدم به غیر از یک وبلاگ که متن نوشته شده در آن را با لینک به سایت اصلی در اینجا قرار می دهم البته قبل از آن به یک چیزی که بد جوری ناراحتم کرد اشاه کنم و آن اینکه تبلیغات کنسرت شجریان از چند هفته قبل توسط یک شبکه ماهواره ای فارسی زبان که شاید بشود گفت زردترین شبکه ماهواره ای فارسی زبان هست تبلیغ می شد فکر کنم انتخاب این شبکه در بین سی و چند شبکه فارسی زبان به نظرم بدترین انتخاب بود اگر چه شاید دیگر شبکه ها هم تفاوت چندانی با هم ندارند ...اما بگذریم مطلب نوشته شده در این وبلاگ که نویسنده خود در این کنسرت حضور داشته را برایتان می گذارم

شجريان:

اين احساسات بی موقع ديگه گندش رو در آورده. ديشب رفته بودم کنسرت استاد شجريان. آقايی که شما باشيد ده دقيقه اول بعد از اينکه استاد شروع به خوندن کرد, ما هی بغض کرديم و توی تاريکی هی اشک ريختيم. خداييش خودم هم سر در نميارم چرا من اينجوری ام. جدای اينکه صدای استاد واقعا تاثير بسيار عجيبی روی آدم ميگذاره اما آخه چرا من اينجوری ميشم؟ جا های ديگه هم شده ها. نه کم و کسری دارم نه مشکلی دارم نه بدهکاری دارم که با شنيدن يک تُن و صدا ياد بدهکاريهام بيافتم!! نه زن و بچم مريضند که شفا بخام!! اما اينو ميدونم که اين اشعار و اين صداست که باعث تحريک آدم ميشه. وقتی که در همون ابتدا و ابيات اول استاد به " زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود" رسيد... آی آی آی ... ميدونيد چيه؟ اين اشعار فارسی و پيغامی که دارند (که اکثرن در مقوله شناخت انسان از خود و آفريدگاره) برای ما فارسی زبانان همون پيغام و تاثيری رو داره که کلمات قران برای يک کسی که زبان اولش زبان عربيه. قرآن کلام خداست و اين اشعار, کلام کسی که وجود خدا رو به نوعی حس کرده و اين حس و فکرش رو به زبانی زيبا در کلامی موزون و زيبا گنجونده. هردو هدفشون ديد دادن به ما انسانهاست. واقعا شنيدن اين اشعار و عميق شدن در معانی اونها برای مايی که در زندگی ماشينی غرق شديم و فرصت خوندنشون رو نداريم, شايد فقط در اينجور مراسم محيا ميشه...

صدای همايون درست مثل " کپی برابر اصل" بود. لحظاتی بود که اگر به صحنه نگاه نمی کردم, متوجه نميشدم که پدر داره ميخونه يا پسر!

با بودن اون همه ايرانی دورو برم همه چيز بوی ايران ميداد بجز وقتی که يکی از متصديان سالن بعد از ورود ما به داخل محوطه داخلی با احترام اومد جلو و ازمون پرسيد که آیا برای پيدا کردن درب ورودی و صندليمون کمک لازم داريم و بعد مارو برد و توی اون سالن شش هزار نفری درست نشوند روی صندليمون. اون موقع بود که يادم افتاد که در آمريکا هستم!

   http://www.safainla.us/archives/2008/05/post_107.htmlلینک منبع اصلی مطلب

 

استقبال فرانسوی ها از نی نوای حسین علیزاده:

 اجرای قطعه موسیقی "نی نوای" اثر حسین علیزاده در سالن "سن ژرمن" پاریس با استقبال بسیار گسترده ای از سوی فرانسوی ها مواجه شد .

امینی ، رهبر ارکستر رودکی با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : برای نخستین بار آثار آهنگسازان کلاسیک ایرانی از جمله قطعه معروف نی نوا توسط ارکستر رودکی با همکاری نوازندگان فرانسوی طی دو شب در پاریس اجرا شد

.

وی افزود: در این برنامه همچنین سوئیت بیژن و منیژه از حسین دهلوی، دو موومان برای ارکستر زهی از محمد تقی مسعودیه، فانتزی برای ویولن و ارکستر روی تمی از ابوالحسن صبا وکنسرتو برای فلوت اثر آندره ژولیوه اجرا شد.

منبع خبر

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=682047

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:8  توسط آرش فرخ زاد   | 


می دانم که این مطلب مال یک هفته قبل است اما نظر خصوصی یک عزیزی من رو مجبور کرد که این مطلب رو اینجا بگذارم  در ضمن چند بار خواستم مطلبی در مورد سریال شهریار بنویسم یک موضوعی مرا منصرف می کرد و امن هم این بود که در تیتراژ پایانی سریال شهریار اسم خانواده شهریار هم بود یعنی اینکه خانواده شهریار هم از ساختن چنین سریال اطلاع داشته و ان را تایید می کنند بنابراین چیزی ننوشتم ولی وقتی چند روز پیش اعتراض دختر شهریار را دیدم و اینکه او عنوان کرد اصلا اطلاعی از ساخت سریال نداشته اند و اسم آنها بدون اجازه در سریال ذکر شده مرا برآن داشت که اگر چه دیر هم شده ولی این مطلب را اینجا بگذارم


«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي) به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنه‌ها و سكانس‌هايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيت‌هاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوب‌ترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر مي‌شود.
وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانت‌هاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است.
فرزند محمدحسين بهجت‌تبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: مي‌خواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفته‌ايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر مي‌كنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال مي‌بيند، فكر مي‌كند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته‌ است.

شهریار

عکس بالا با کیفیت بالا و سایز بزرگتر در این آدرس

http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606260528/13_8606260528_L600.jpg

عکس های شهریار!!!!

وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع مي‌كردند،ابتدا درخواست مي‌كردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق مي‌گيرد و براي هر گونه استفاده‌اي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچ‌گونه اجازه‌اي نگرفتند.
وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده مي‌شود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم را ساخته كوچك‌ترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.
بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيت‌هاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيت‌هايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشته‌اند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي‌ پدرم نشان مي‌دهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.
وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخ‌ها را رعايت نكرده‌اند و همه ساختگي بودند.به جرات مي‌گويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچ‌كدام از اينها اتفاق نيفتاده است.
دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكرده‌اند و اصلا مريض نبوده‌اند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.
وي در ادامه گفت‌وگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهره‌اي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بي‌سواد معرفي مي‌شود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي مي‌شود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك مي‌بيند.
بهجت‌تبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچك‌تر بود و به خاطر انگيزه ادبي‌اش با پدرم ازدواج كرد.
وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان مي‌دهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده مي‌كردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.
وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا مي‌كرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا مي‌زدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش مي‌‌كرد.
«بهجت تبريزي» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگي‌اش خانه‌نشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگي‌اش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشته‌اي است كه تابيده به گلو/ من تاب مي‌خورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/.
وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار مي‌آمد، بعضي وقت‌ها مي‌پذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نمي‌توانست كسي را به حضور بپذيرد.
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي‌ پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواد‌ه‌ ما است.
بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است‌، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سال‌ها با او زندگي گذرانده‌ام، اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات مي‌توانم بگويم حتي يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نمي‌شود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب مي‌شود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.
فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي كه براي كمتر كسي مي‌افتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.
وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.

 منبع خبر

مطالب بیشتر در مورد سریال شهریار :

بخت با سعدی و حافظ یار بود كه معاصر شهریار نشدند كه اگر بودند برایشان همان می‌رفت كه بر ایرج و بهار و دیگر بزرگان

نگاهی به سریال شهریار ساخته کمال تبریزی  (بی بی سی فارسی )

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 15:6  توسط آرش فرخ زاد   | 

 

افزونه بابیلون برای  ترجمه کلمات بیگانه (عربی - انگلیسی ) نفوذ کرده به زبان فارسی


هر سال وقتی به نوروز نزدیک می شویم یکی از مسائلی که ذهنم رو به خودش مشغول می کنه اینه که امسال برای تبریک نوروز به سی ۴۰ دوستی که در لیست موبایلم وجود داره کدام اس ام اس رو بفرستم اس ام اسی که توش اصلا کلمه عربی وجود نداشته باشم اما اینکه کدام کلمه عربی هست کدام فارسی کار سختیه همیشه ه این فکر می کردم که کاش الان دکتر جلال الدین کزازی این دور و برا بود یا حداقل می شد با هاش صحب کرد و ژرسید این کلمه ای که من به کار می برم آیا فارسی یا عربی اما امروز دز سایت بالاترین یک افزونه بابیلون دیدم که هجمش خیلی کم بود و در عرض چند ثانیه این افزونه رو به واژه نامه بابیلون خود اضافه کردم و حالا با خیال راحت هر جایی تو اینترنت یا وبلاگ یا موبایلم که دلم بخواد کلمه ای که استفاده می کنم فارسی باشه در عرض چند ثانیه بدستش می آورم به همین راحتی


متاسفانه در سایت بالاترین این افزونه به طور مستقیم برای دانلود گذاشته شده بود برای همین نتونستم بفهم که سازندش کیه برای همین فقط می تونم صفحه مربوط به این لینک در بالاترین رو به عنوان منبع در اینجا بیاورم به همراه متنی که در آنجا گذاشته شده بود

 

https://balatarin.com/permlink/2008/5/8/1299434

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 14:6  توسط آرش فرخ زاد   |