تبليغاتX
فرهنگ وادب

فرهنگ وادب

در مورد فرهنگ و هنر ایرانی با نگاهی ویژه به ادبیات و موسیقی اصیل و ملی ایرانی

 

واقعا برای خودمان  متاسفم یعنی با داشتن  اینهمه خبرگزاری و وجود وسایل متنوع ارتباط جمعی دادن معلوم نیست که این اشتباهات چگونه رخ می دهد شایعه مرگ بانو سیمین دانشور اگر توسط یک وبلاگ نویس مطرح شود شاید قابل قبول باشد و.لی اینکه یکی دو تا از خبرگزاری ها ی کشور این خبر را درج کنند واقعا جای تعجب دارد جالب اینکه یکی دو روز پیش نیز یکی از خبرگزاری ها خبر مرگ آیت الله مشکینی را قرار داده بود و جالب تر اینکه که در یکی از سایتها زیر این خبر(خبر مرغ آیت اله مشکینی بیش از ۱۰۰نفر نظر داده بود و بعد از ساعتها صحبت کردن در مورد ان فهمیده بودند که اصلا ایشان فوت نکرده اند . سیمین دانشور

البته غلط بودن خبرهای منتشره در خبرگزاری ها چیز ناراحت کننده ایست ولی غلط از آب در آمدن خبر درگذشت بانو سیمین دانشور جای بسی خوشحالی دارد .

این مطلب در سایر سایتها:

سيمين دانشور در اغما

سيدعلي صالحي: سيمين تسليم مرگ نشده است

مادر كلمه، باز هم برايمان زنده بمان

سيد علي صالحي و نويسندگان ديگر در بيمارستان پارس براي عيادت سيمين دانشور

سمین بهبهانی در بیمارستان پارس

اخرین وضعیت بانو سیمین دانشور

از سيمين، سيمين بزرگ !

خاله بازی در رسانه های ایران

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.

در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.

در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر). سال بعد، در ۱۳۲۹، با وجود مخالفت خانوادهٔ آل‌احمد، با آل‌احمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.

پس از برگشتن به ایران، دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

ادامه زندگی نامه بانوی داستان ایران را از اینجا بخوانید  


 یاداشت جلال ذوالفنون به مصاحبه های استاد شجریان :

در یکی دو ماهه اخیر و از زبان بعضی ها انتقاداتی نسبت به استاد شجریان چه حرفهایش و کنسرتها و البوم های جدیدش صورت گرفته است که شاید بدلیل پایین بودن جایگاه منتقدین چندان مورد توجه نبوده است

اما امروز  یاداشتی از  جلال ذوالفنون در روزنامه اعتماد به چاپ رسید که لازم است در این باره صحبت شود

"1- الف؛«من زبان مردم ايران هستم»و در جاي ديگر

ب؛«از من توقع تغيير و تحول نداشته باشيد» اتحاد دو مفهوم فوق مفهوم سومي را با خود به ذهن مي آورد و آن اينکه از مردم ايران توقع تغيير و تحول نداشته باشيم که غيرمستقيم توهيني است به مردم ايران.

2- «همين که کنسرت مي دهم کافي است» همانند دکتري است که بگويد همين که مطب را باز مي کنم کافي است يا معلمي بگويد همين که به کلاس درس مي روم کافي است. ناگفته نماند که بيان اين موضوع ممکن است تازگي داشته باشد ولي ذهنيت آن متاسفانه سال ها است که وجود دارد.

3- «من نفهميدم موسيقي عرفاني يعني چه؟» نفهميدن نيازي به اعلان کردن ندارد، بايد رفت و براي فهميدن تلاش کرد.

4- «کساني هستند که دف را کنار موسيقي مي گذارند و موقع اجرا سر تکان مي دهند و به خيال خود موسيقي عرفاني ارائه مي دهند» اين تصور ايشان است که حضور دف و حرکت سر را نشانه عرفان مي دانند والا هيچ انسان عاقلي چنين تصوري ندارد.

5- «عرفان يعني شناخت» درست است ولي ايشان توضيح نداده اند که شناخت در چه زمينه يي؟..........."

ادامه حرفهای ذوالفنون را از اینجا بخوانید

 نگارنده خود را در مقامی  نمی دانند-چه از لحاظ دانش و معلومات موسیقایی و چه از لحاظ اخلاقی - که به حرفهای آقای ذوالفنون پاسخ دهد و فقط برداشت شخص ام این است که ذوالفنون حرفهای شجریان را  به طوری جسته و گریخته شنیده است وآنها را به طور کامل نخوانده است مثلا :

شجریان می گوید" اغلب این کسانی که مدعی موسیقی عرفانی و حماسی هستند بویی از این نبرده‌اند. موسیقی ذاتش عرفان است، ذات موسیقی عرفان است. من نفهمیدم موسیقی عرفانی یعنی چه؟ همین‌قدر که دف آوردند و سرشان را تکان دادند، شد موسیقی عرفانی! عرفان  یعنی شناخت، "

بقیه مصاحبه استاد شجریان را از اینجا بخوانید

حالا به نظر شما منظور شجریان این است که نمی دانند موسیقی عرفانی چیست .

اگر یاداشت آقای ذوالفنون را با حرفهای آقای شجریان مقایسه کنید تقریبا اکثر قسمتهایش شبیه همان موردیست که در بالا اشاره کردم و به طور کلی احساس کردم که استاد ذوالفنون حرفهای شجریان را دست و ا شکسته شنیده  باشند .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:27  توسط آرش فرخ زاد   | 

 

 (مطلب و لینکهای جدیدی به این یاداشت اضافه شد )

فروش اینترنتی بلیط کنسرت استاد شجریان ۱روز به تاخیر افتاد (فروش بلیط از ساعت ۱۰صبح روز ۲مرداد در  سایت زیر)

 دل آواز

فایل اموزش خرید اینترنتی بلیط کنسرت استاد شجریان (pdf)

فایل اموزش خرید اینترنتی بلیط کنسرت استاد شجریان (htm)

 

طبق خبری که در خبرگزاری ایرنا قرار دارد و به نقل از مدیر عامل خانه موسیقی"حمید رضا نوربخش " بیان شده است استاد محمد رضا شجریان از ۸مرداد ماه سال جاری یعنی ۱۲روز بعد  در تالار وزارت کشور کنسرت خواهد داشت  . البته در ادامه خبر این خبرگزاری آمده است که "براي نخستين بار بليت‌هاي اين كنسرت به صورت الكترونيكي و از طريق پايگاه اطلاع‌رساني موسسه دل آواز به آدرس ‪ www.delawaz.ir‬به فروش مي‌رسد" اما تا آنجائی که من یادم هست دفعه قبل هم بلیتها توسط سایت دل آواز فروخته می شد و مراجعه بیش از حد مردم به این سایت باعث از کار افتادن آن شد و تقریبا وارد شدن به سایت دل آواز در آن روزها غیر ممکن شد. به نظر می رسد دست اندر کاران این کنسرت تدابیر ویژه ای را برای جلوگیری از ایجاد بازار سیاه برای بلیت های کنسرت اندیشیده اند به گونه ای که بلیت به نام و مشخصات خریدار صادر خواهد شد و افراد برای رفتن به کنسرت بایسد کارت شناسائی همراه داشته باشند قیمت بلیت کنسرت از ‪ ۱۰۰‬هزار ريال آغاز و تا ‪ ۳۰۰‬هزار ريال به فروش خواهد رسید

پیوند به منبع اصلی خبر

خبر در سایت دل آواز

سایت فروش بلیط

امیدوارم با این تدابیر مشکلات کنسرت قبلی استاد برای عاشقان صدایش پیش نیاید و علاقمندان موسیقی اصیل ایرانی بتوانند بدونه دغدغه خواهی بلیت تهیه نمایند

ضمنا پايگاه دل آواز از پنجشنبه ‪ ۲۸‬تير آماده دريافت اطلاعات فردي مراجعه‌كنندگان است اما فروش بلیت از خريد بليت از ساعت ‪ ۱۰‬صبح يكم مرداد ماه از طريق اينترنت همزمان با انتخاب و پرداخت هزينه آن از طريق كارت بانك‌هاي سامان، كشاورزي، ملت و اقتصاد نوين آغاز مي‌شود.

 اين كنسرت با عنوان "با استاد سخن سعدي" اجرا مي‌شود و  تمام اشعار اين كنسرت از سعدي است و تنها يك تصنيف از حافظ و امكان دارد يك تصنيف هم از مولانا خوانده شود.

اشعار بسیاری از آثار ماندگار استاد شجریان از سعدی بوده و شاید یادآوری یکی دو مورد از انها خالی از لطف نباشد

در آلبوم "شب وصل "استاد شجریان این شعر سعدی را به زیباترین وجه ممکن خوانده است

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

دل برقرار نیست که گویم نصیحتییار آن حریف نیست که از در  درآیدمفرهادوارم از  لب شیرین گزیر نیستساکن نمی شود نفسی آب چشم مندم درکش از ملامتم ای دوست زینهارجز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرددیوار دل به سنگ تعنت خراب گشتچون دور عارض تو برانداخت رسم عقل

تا منتهای کار من از عشق چون شود

از راه عقل و معرفتش رهنمون شودعشق آن حدیث نیست که از دل برون شودور کوه محنتم به مثل بیستون شودسیماب طرفه نبود اگر بی سکون شودکاین درد عاشقی به ملامت فزون شودتا زعفران چهره من لاله گون شودرخت سرای عقل به یغما کنون شودترسم که عشق در سر سعدی جنون

 

یا آواز زیبای استاد در آلبوم نوا :می توانید در صورت داشتن نرم افزار فلش پلیر این آواز را از اینجا گوش کنید اینجا را کلیک کنید (لینک مر بوط به وبلاگ ملکوت می باشد)

ما گدایان خیل سلطانیمبنده را نام خویشتن نبودگر برانند و گر ببخشایندچون دلارام می​زند شمشیردوستان در هوای صحبت یارمر خداوند عقل و دانش راهر گلی نو که در جهان آیدتنگ چشمان نظر به میوه کنندتو به سیمای شخص می​نگریهر چه گفتیم جز حکایت دوستسعدیا بی وجود صحبت یارترک جان عزیز بتوان گفت

 

شهربند هوای جانانیمهر چه ما را لقب دهند آنیمره به جای دگر نمی​دانیمسر ببازیم و رخ نگردانیمزر فشانند و ما سر افشانیمعیب ما گو مکن که نادانیمما به عشقش هزاردستانیمما تماشاکنان بستانیمما در آثار صنع حیرانیمدر همه عمر از آن پشیمانیمهمه عالم به هیچ نستانیمترک یار عزیز نتوانیم

 

به نظر می آید خبر کنسرت استاد شجریان آن هم در آینده نزدیک مورد استقبال شدید رسانه های مختلف خبریقرار گرفته و همه سعی دارند به نوعی در این خصوص اطلاع رسانی کنند از ا وبلاگها و سایتهای هنری  گرفته تا سایتهای سیاسی مثل بازتاب :

جزئيات كنسرت جديد «شجريان»- خبرگزاری فارس  

نشست خبري كنسرت شش روزه‌ي شجريان - خبرگزاری ایسنا

عکسهایی از كنفرانس خبري كنسرت استاد شجريان

گزارش همشهري‌آنلاين از نشست خبري كنسرت شجريان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 16:3  توسط آرش فرخ زاد   | 

 

امروز سالروز تولد محمودی خوانساری ست اما بها نگاهی کلی به وبلاگهای موسیقی احساس می کنم محمودی خوانساری در میان نامها گم شده است  دیروز زیاد سعی کردم که تصنیف "مرغ شباهنگ" او را محمود محمودي خوانساري، نوازنده و خواننده‌ي ايرانيبرای دانلود بگذارم اما سرعت پایین اینترنت و حجم زیاد آن متاسفانه امکان پذیر نشد

اما خوشبختانه خبرگزاری ایسنا مطلبی در این مورد نوشته که در زیر می خوانید :

محمود محمودي خوانساري در سال 1313 در خانواده‌اي مذهبي در خوانسار اصفهان متولد شد. پدرش حجت‌الاسلام آقا سيدجمال‌الدين محمودي بود كه از همان دوران كودكي وي را با اصول مقدماتي فقه و عربي و آثار شعراي بزرگ آشنا كرد.

وي در كودكي نيز با صوت زيباي خود همه را جذب مي‌كرد و به خوانندگاني چون طاهرزاده، اديب خوانساري و تاج اصفهاني علاقه پيدا كرده بود.

خوانساري شاگرد باواسطه‌ي حبيب شاطرحاجي و سيدحسن طاهرزاده بود و اصول موسيقي را از اساتيدي چون كمال دهقان، ابوالحسن صبا و منوچهر جهانبگلو آموخته بود.

بيشتر كارهاي وي در نوع آواز بود و با ساز تخصصي‌اش، ضرب، به نوازندگي مي‌پرداخت. البته سه تار نيز مي‌زد و به‌خاطر تلاش بي‌وقفه‌اش در زمينه‌ي تلفيق شعر و هنر آواز تبحر يافته بود و مي‌گويند "سوزناكي" صدايش معروف بود.

نخستين كارش با همكاري اسدالله ملك بود و با شركت در برنامه‌اي به‌نام نوايي از موسيقي ملي در سال 1349 شكل گرفت.

گفته مي‌شود كه سخت‌گيري محمودي خوانساري در زمينه ترانه‌خواني بيش از هر چيز به تمايلات روحي و شخصيت خاص هنري و مربوط مي‌شد، با اين حال او در اين زمينه نيز ذوق و خلاقيت مخصوص خود را داشت و به طريقي، شايد ناخودآگاه، ‌پير و سنت قديم ترانه زمانه‌ي خود بود.

بسياري اوقات گوشه‌هايي از آوازي را كه دوست داشت با شعر مناسبي انتخاب مي‌كرد، درهم مي‌آميخت و قطعه ضربي كوتاه و دلنشين مي‌آفريد، كه لطف تاثير آن كم از آوازش نبود، اين بخش از خلاقيت‌هاي محمودي خوانساري كمتر به چشم آمده است.

آهنگ - ترانه‌ي "مرغ شباهنگ" يادگار اوج جواني اوست. اواخردهه‌ي چهل و اوايل پنجاه كه ديگر محمودي خوانساري خواننده‌اي جا افتاده و معتبر و نخبه پسند بود، درباره‌ي تاريخ و نحوه ساخت اين اثر، حسين معيني كرمانشاهي توضيحات دقيقي را نوشت. اين اثر، به ويژه‌ كلام آن، روايت‌گر زندگي بي‌سامان و شوريده حال محمودي است.

او كه وسواس عجيبي در انتخاب اشعارش داشت، سعي در هماهنگ بودن شعر با حال دروني‌اش مي‌كرد. شايد "مرغ شباهنگ" كسي جز خواننده‌ي آن نيست. كلام اين آهنگ - ترانه، اگر در مايه‌ي ديگري به غير از سه‌گاه خوانده مي‌شد، شايد اين تاثير و ماندگاري را نداشت.

از معروف‌ترين كارهاي محمودي خوانساري كه در برنامه‌ي "نوايي از موسيقي ملي" ‌پخش شده بود، به "مرغ شباهنگ" در مايه افشاري، "ميخانه" در مايه دشتي و "سكوت و مستي" در مايه‌ي سه‌گاه، كه هر سه از ساخته‌هاي اسدالله ملك بودند و نيز "لاله پرپر" كه توسط فرهنگ شريف ساخته شد، مي‌توان اشاره كرد.

"دعاي دل"، "گل‌هاي تازه" و "فرياد" آثار ديگر اين هنرمند هستند.

محمود محمودي خوانساري خواننده و نوازنده‌ي ايران زمين، دوم ارديبهشت ماه 1366 بدرود حيات گفت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 21:17  توسط آرش فرخ زاد   | 

 

نمی دانم از چه زمانی اسم دکتر معین به گوشم خورد ولی همیشه کلمه دوست داشتنی ترین شخصیت فرهنگی معادل بود با اسم دکتر معین .من نه سوادش را دارم و نه به خود این اجازه را می دهم که در مورد دکتر معین چیزی بنویسم فقط در اینجا قسمتهایی از وصیت نامه نیما یوشیج را برایتان می گذارم

"کاغذ پاره مرا باز کنید دکتر محمد معین که هنوز او را ندیده ام مثل کسی است که او را دیده ام اگر شرعا می توانستم قیم برای ولد خود خود داشته باشم دکتر محمد معین قیم است ولو این که او شعر مرا دوست نداشته باشد "اما جلال ال احمد در مورد اینکه چرا نیما دکتر معین را برای نشر آثارش انتخاب کرده می گوید "اولین نکته ای که به ذهنم رسید در جواب این سوال بود که پیر مرد چرا دکتر معین را وصی خویش کرده ...[به یقین]در امانت دکتر معین پناهگاهی می جست از بد حادثه ای که گمان می کرد به کمین آثارش نشسته"

دیروز برابر بود با سالگرد درگذشت دکتر معین به همین خاطر یادبودی برای ایشان توسط مجله بخارا گرفته شده بود سایت بی بی سی گزارش مفصلی از این مراسم آورده است که قسمتهایی از آن را در زیر می خوانید (برای خواندن کل گزارش به بی بی سی مراجعه نمایید)

 یادبود دکتر محمد معین، پدیدآورنده لغتنامه معینپوستر مراسم بزرگذاشت معین
 
لادن پارسی-بی بی سی فارسی

محمد معین، یکی از برجسته ترین اساتید ادبیات فارسی ایران بوده است
سیزدهم تیرماه مصادف بود با سی و ششمین سالگرد درگذشت دکتر محمد معین استاد ادبیات و پدیدآورنده لغتنامه معین، به همین مناسبت مجله بخارا شبی را به وی اختصاص داد.
علی دهباشی سردبیر بخارا و متولی جلسه سخنران نخست بود. او در سخنان جامع خود گفت: ویژگی شخصیتی دکتر معین آنچنان بود که دهخدا و نیما او را معتمد خود می دانستند و کلیه آثار خود را به معین سپردند و حتی سیدحسن تقی زاده یادداشت های تحقیقی خود را در باره فرقه اسماعیلیه به وی سپرد.

آقای دهباشی به یک ویژگی بسیار مهم معین نیز اشاره کرد: محمد معین ادبیات کلاسیک خوانده بود و تدریس می کرد، اما برخلاف اکثر اساتید ادبیات کهن با ادبیات مدرن قهر نبود و به شاگرانش توصیه می کرد آثار نیما و هدایت را مطالعه کنند.

عبدالرحیم جعفری بنیانگذار انتشارات امیر کبیر داستان تولد لغتنامه دکتر معین را برای حاضران باز گفت. او گفت آرزو داشته روزی لغتنامه ای مانند لاروس منتشر کند و پس از یک تجربه ناموفق با معین آشنا می شود و قراردادی بین آنها تنظیم می شود. اما هرچه پیشتر می روند سنگینی کار بیشتر احساس می شود و کتابی که قرار بوده در دو جلد منتشر شود به ۶ جلد می رسد.

 پس از گذشت بیش از چهل و چند سال از نخستین انتشار لغتنامه معین، هنوز عبدالرحیم جعفری عاشقانه در باره شکل گیری لغتنامه معین سخن می گفت و افسوس می خورد که وی آن قدر زنده نماند تا کار تکمیل شده را ببیند.مهیندخت معین -دخترش

مهدخت معین دختر معین سخنان خود را با یکی از اشعار پدر آغازکرد و درباره مرگ او توضیح داد. وی گفت دکتر معین ظاهرا پس از بازگشت از سمیناری در ترکیه، با کسر خواب شدید به دانشکده می رود و پس از بحث سیاسی با یکی از دانشجویان بیهوش می شود.

خانم معین اضافه کرد که چند روز پس از انتقال به بیمارستان پزشک معالج تصمیم به گرفتن عکس رنگی از مغز می گیرد و دکتر بیهوشی به اشتباه بیمار را به بیهوشی کامل می فرستد. بیهوشی که به مرگ ختم شد.

مابین سخنرانی ها فیلم مستند و کوتاه شده ای در باره دکتر معین ساخته منوچهر مشیری و به تهیه کنندگی سعید رشتیان برای حاضران پخش شد.

محمد معین در سال ۱۲۹۷ در شهر رشت متولد شد. پدر و مادرش را با بیماری حصبه از دست داد و نزد پدر بزرگش معین العلما بزرگ شد. وی دوره شش ساله ابتدایی را ظرف دوسال پایان رساند و سپس رشته ادبی را در رشت و دوره دوم را در دارالفنون تهران گذراند. ۱۶ ساله بود که از دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی در رشته های ادبیات فارسی، فلسفه و علوم تربیتی لیسانس گرفت.

در هفده سالگی به ریاست دانشسرای شبانه روزی اهواز منصوب شد در ۱۳۱۸ به تهران منتقل شد و ضمن کفالت دانشسراها، دوره دکترای ادبیات فارسی را پی گرفت.

 
بیتا رهاوی متن سخنرانی محمد دبیرسیاقی را قرائت کرد

پس از ارایه پایان نامه دکترایش با عنوان "مزد یسنا و تاثیر آن بر ادبیات فارسی" که با رتبه بسیار خوب مورد قبول واقع شد، در ۲۴ سالگی به عنوان نخستین دکتر ادبیات فارسی در ایران شناخته شد. پس از آن وی در دانشکده ادبیات به تدریس مشغول گردید.

معین در ۲۷ سالگی کار با دهخدا را آغاز کرد و به نویسندگان و پژوهندگان همراه دهخدا پیوست و تا زمان درگذشت دهخدا در تدوین لغتنامه دهخدا همکاری نزدیک داشت.

در ۱۳۳۴ پس از درگذشت دهخدا طبق وصیت نامه او معین به ریاست امور علمی سازمان لغتنامه منصوب شد. نیما یوشیج هم بی آنکه معین را دیده باشد در وصیت نامه اش او را به عنوان امین و معتمد خود برگزیده بود.

محمد معین به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و زبان های ایران باستان تسلط داشت و مدتی در دانشگاه پرینستون امریکا به عنوان استاد ادبیات فارسی تدریس کرد.

محمد معین در نهم آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه کسالت پیدا کرد و گفته می شود که در اثر اشتباه پزشک به بیهوشی عمیق چندساله فرو رفت و روز سیزدهم تیرماه ۱۳۵۰ درگذشت.

 

  پیوند به منبع اصلی گزارش (لطفا کلمه بی بی سی را به اول آدرس اضافه کنید )

گزارش تصویری از شب بزرگ داشت دکتر محمد معین

این گزارش در رادیو زمانه

مطالب بیشتر در مورد سالگرد درگذشت دکتر معین و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری را از قسمت خواندنی های ادب و هنر وبلاگ بخوانید


 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 10:42  توسط آرش فرخ زاد   | 

 

درست است که برای من خواننده ای به نام مهستی خیلی وقت پیش تمام شده بود از وقتی که در آثارش چیز خاصی وجود نداشت نه ترانه مورد قبول نه آهنگ و نه صدا. اما بلخره کسی مرده است که به وجود آورنده چندین ترانه ماندگار موسیقی ایرانی ست که مطمئنا و  مطمئنا تا سالهای سال  کسی نخواهد توانست آثاری به این زیبائی و ماندگاری در موسیقی ایران خلق کنند آیا کسی خواهد بود که بتواند تصنیفی مثل بی خبر را بخواند یا تصنیفی که در گلهای  رنگارنگ ۵۴۵می خواند

اکثر آثاری که من از مهستی دارم بر روی کاست است و بنابراین امکان گذاشتن آن در وبلاگ در این وقت محدود نبود و فقط متن یکی از ماندگارترین تصنیف های او را در اینجا می گذارم اگر توانستید پیدایش کنید و گوش کنید( احتمالا خیلی ها هم این اثر را در آرشیو موسیقی های ماندگار خود دارند  ) من هم سعی می کنم در آینده حتما این اثر ماندگار را در اختیار موسیقی دوستان عزیز قرار دهم

یادش گرامی و روحش شاد:

مهستی

بعد از تو م در بستر غم می توان خفت   بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت

بعد از تو هم این سوز هجران    هرگز نمی آید به پایان

بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا برجا بماند  یا نماند

بی تو هم دریای بی آرام غم شاید به طوفانم کشاند   یا براند

من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم      می روم عشق و وفا را در جهان رسوا کنم

دل به دریا می زنم   تا که دل دریا کنم

      دل کی شود آزاد از این غم            فریاد از این دل داد از این غم

      جز غم چه بود این عشق رسوا      شد هستیم بر باد از این غم

                                                                                   گلهای رنگارنگ شماره ۵۴۵

                                                                                   تصنیف سرا :تورج نگهبان

                                                                                    سرپرست :همایون خرم

                                                                                    در مایه اصفهان  

                                                                                     آوای همیشه جاویدان مهستی

 

بستر غم -از ترانه های ماندگار خانم مهستی -دانلود کنید

البته لینک بالا مثل اینکه مال  سایتی به نام تحریر آواز سنتی  هست و گذاشتن کل لینکهای آن دور از موازین اخلاقی ست برای همین بهتر است برای دانلود بقیه آهنگها به آدرس اصلی مراجعه کنید اینجا را کلیک کنید

 

خبر در سایتهای دیگر:

مهستی هم به دور از ایران خاموش شد

 مصاحبه ای با مهستی در مورد بیماریش (تصویری)

                                                                                       

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 22:40  توسط آرش فرخ زاد   |